Have you ever thought that our lives may be compared to a book? When we are young, that thought would never cross our mind! Obviously, we’ll be thinking of our fun time…maybe our homework or even our crush on someone. Will there be much contemplation on tomorrow? I seriously doubt it! We will be busy enjoying our time with never a thought of tomorrow. Our parents have to ponder over that! Then after a while. we move to a different location or even a new country…make new friends…new crushes…new experiences. Now, is maturity stepping in,,,,are we getting wises, do we think of tomorrow? Do we now realize that the road before us is not a simple straight line? Soon, we will embark on life’s journey,,,,,where our previous outlook on it will be far different than what we anticipated. Our lives will be enriched (or not) by love…death…jealousy…greed and the rest of the package! Now that we have those experiences, we will reflect on our past …the different choices we made with the corresponding results,,,,,,our past will become sections,,,,,different chapters like a book! Our present situation will be the chapter that we are now writing. Will this be a bestseller …we don’t know! The book is still unfinished. Now is the time we should ask ourselves the main question…..who will write in your book these words…. THE END? Obviously, it won’t be you because you never know when the roll will be called up yonder! But, on the other hand, some people can actually write THE END and close the book! Think about it! Who will write THE END in your book? ,,,,Your choice….آیا تا به حال فکر کردهاید که زندگی ما را میتوان با یک کتاب مقایسه کرد؟ وقتی جوان هستیم، این فکر هرگز از ذهنمان عبور نمیکند! بدیهی است که ما به اوقات خوش خود فکر میکنیم… شاید به تکالیفمان یا حتی به عشقمان به کسی. آیا به فردا فکر زیادی خواهیم کرد؟ من واقعاً شک دارم! ما مشغول لذت بردن از اوقات خود خواهیم بود و هرگز به فردا فکر نمیکنیم. والدین ما باید در مورد آن فکر کنند! سپس بعد از مدتی، به مکان یا حتی یک کشور جدید نقل مکان میکنیم… دوستان جدید پیدا میکنیم… عشقهای جدید… تجربیات جدید. حالا، آیا بلوغ وارد میشود… آیا عاقل میشویم… آیا به فردا فکر میکنیم؟ آیا اکنون متوجه میشویم که جاده پیش روی ما یک خط مستقیم ساده نیست؟ به زودی، سفر زندگی را آغاز خواهیم کرد… جایی که دیدگاه قبلی ما نسبت به آن بسیار متفاوت از آنچه انتظار داشتیم خواهد بود. زندگی ما با عشق… مرگ… حسادت… حرص و طمع و بقیه چیزها غنی خواهد شد (یا نه)! حالا که این تجربیات را داریم، به گذشتهمان فکر خواهیم کرد… انتخابهای مختلفی که انجام دادهایم و نتایج مربوطه… گذشتهمان به بخشهایی… فصلهای مختلف مانند یک کتاب تبدیل خواهد شد! وضعیت فعلی ما فصلی خواهد بود که اکنون در حال نوشتن آن هستیم. آیا این کتاب پرفروش خواهد شد… نمیدانیم! کتاب هنوز ناتمام است. اکنون زمان آن است که از خود سوال اصلی را بپرسیم… چه کسی این کلمات را در کتاب شما خواهد نوشت… پایان؟ بدیهی است که شما نخواهید بود زیرا هرگز نمیدانید چه زمانی فهرست اسامی به آن سوی فرا خوانده میشود! اما از طرف دیگر، برخی افراد میتوانند واقعاً پایان را بنویسند… و کتاب را ببندند! در مورد آن فکر کنید! چه کسی پایان را در کتاب شما خواهد نوشت؟… انتخاب شما…
